مرتضى راوندى
84
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بارهء احكامت با تو سخن خواهم راند . چرا راه شريران برخوردار مىشود و جميع خيانتكاران ايمن مىباشند . تو ايشان را غرس نمودى پس ريشه زدند و ميوه نيز آوردند ، تو به دهان ايشان نزديكى اما از قلب ايشان دور . . . و در كتاب هوشع باب چهارم چنين نوشته شده است : اى بنى اسرائيل كلام خداوند را بشنويد ، زيرا خداوند را با ساكنان زمين محاكمهاى است ، چونكه نه راستى و نه رأفت و نه معرفت خدا در زمين مىباشد ، بلكه لعنت و دروغ و قتل و دزدى و زناكارى و تعدى مىنمايند و خونريزى به خونريزى ملحق مىشود ؛ بنابراين زمين ماتم مىكند . . . زنا و شراب شيرهء دل ايشان را مىربايد . . . دختران شما زنا مىكنند و عروسهاى شما فاحشهگرى مىنمايند و من دختران شما را حينى كه زنا مىكنند و عروسهاى شما را حينى كه فاحشهگرى مىنمايند ، سزا نخواهم داد . به عقيدهء كار « 159 » دانشمند و محقق انگليسى « مورخ جدى مىتواند قائل به خدائى باشد كه مسير كلى تاريخ را نظم و معنى داد . اما نمىتواند به خداى عهد عتيق كه در كشتار عمالقه دخالت مىكند ، يا به نفع سپاه يوشع در تقويم تقلب كرده ساعات روز را ممتد مىسازد ، اعتقاد داشته باشد . » « 160 » قيام ابراهيم عليه خدايان ناگفته نگذاريم كه قرنها قبل از موسى يعنى در همان ايامى كه شرك و بتپرستى در خاورميانه حكومت مىكرد و قربانى كردن انسانها براى خدايان امرى عادى و معمولى بود حضرت ابراهيم ( 1812 - 1637 ق . م . ) يعنى پدر پيشواى بنى اسرائيل براى نخستينبار سخن از خداى واحد و طرد بتپرستى به ميان آورد . به حكايت تورات و كتب عهد عتيق ابراهيم به دو عمل بزرگ و انقلابى دست زد : نخست اينكه بهجاى خدايان بيشمار . خداى واحدى را بر اريكهء سلطنت و فرمانروايى جهان كشانيد دوم آنكه بشريت را از كشتن و سوزاندن همنوع خود برحذر داشت و به مردم گفت كه بهجاى ايشان گوسفند يا حيوان ديگرى را قربانى كنند و با اين اقدام جامعهء بشرى را قدمى به جلو راند . ابراهيم براى اولينبار گفت بتهاى چوبى و سنگى و فلزى ساخته و پرداختهء دست انسان ، قابل پرستش و ستايش نيست . خدا يكى است و او آفرينندهء جهان است . پس از ابراهيم بار ديگر شرك نيرو گرفت . پس از چند قرن حضرت موسى نيز از خدايى واحد سخن گفت ( 1392 - 1273 ق . م . ) و قوانين جالبى در زمينههاى مختلف اجتماعى ، اخلاقى و جزائى وضع كرد و ما قسمتى از تعاليم او را ضمن بحث در پيرامون تاريخ بنى اسرائيل ذكر خواهيم كرد . . . « 161 » ولز در فصل شانزدهم كتاب خود مىنويسد : « درميان نويسندگان امروزى اين فكر وجود دارد كه كاهنان را مردمى فريبكار و شياد بخوانند كه از سادگى مردم سودجويى مىكنند ، اما
--> ( 159 ) . Carr ( 160 ) . اى . اچ . كار ، تاريخ چيست ، ترجمهء دكتر حسن كامشاد . ( 161 ) . دكتر لوى ، تاريخ يهود ايران ، ج 1 .